السيد الخميني
49
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )
و اينكه اهل توحيدِ كامل را از دار طبيعت احتراز و فرار بود - چنانچه از حال اولياء اللَّه معلوم مىشود « 1 » - براى آن است كه فرق بسيار است بين ملاقات جمال جميل در مرائى خلقيه و بين شكستن مرائى و رؤيت جمال مطلق از ماوراى حجب ظلمانى و نورانى ؛ چنانچه ولى اللَّه مطلق ، حضرت اميرالمؤمنين - عليه الصلاة و السلام - در مناجات شعبانيه در محضر مقدّس ، عرض مىكند : « وَأنِرْ أبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إلَيْك ؛ حَتّى تَخْرِقَ أبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ ، فَتَصِلَ إلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ » « 2 » . براى آن حضرت جميع حجب نورانى است ؛ زيرا كه حجب ظلمانى ، برگشت به طبيعت و لوازم آن كند ؛ و آن بزرگوار و اولاد معصومينش از كدورت عالم طبع و حجابهاى آن مبرّا بودند ، بلكه خود طبيعت و تعيّنات آن براى آنها حجب نورانى بوده ؛ زيرا كه توجهات قلبيهء آنها دائماً به وجههء غيبيهء الهيهء موجودات بوده و عالم ، بِما أنَّهُ جِهَةٌ سِوائِية ، منسىّ آنها است ، پس آنها را دوام حضور است ، ولى چون به حسب نشئهء صوريه در عالم مُلك واقعند ، مرائى تفصيليه حجب نورانيه است تا آنگاه كه به سلوك ولايتى ، خرق اين حجب
--> ( 1 ) - چنانكه مولى المُوحّدين و اميرالمؤمنين على بن أبىطالب عليهما السلام در خطبه متّقينفرمودهاند : « وَلَوْلا الأجَلُ الَّذي كَتَبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أرْواحُهُمْ في أجْسادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ » ؛ « و اگر نبود أجلى كه خداوند براى آنها [ مُتّقين ] مقرّر كرده ، أرواح آنها در بدنهاى ايشان قرار و آرام نمىگرفت » . ( نهج البلاغة ، ص 303 ، خطبه 193 ) و نظير اين حديث را ، شيخ بهايى در كتاب اربعين ، ص 77 ، حديث 2 از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل كرده است . ( 2 ) - « [ خداوندا ] ديدگانِ دلِ ما را به پرتو ديدار خودت روشن گردان ، تا ديدهء دلها ، حجابهاى نور را پاره كرده و به معدن بزرگى و جلال برسد » . ( إقبال الأعمال ، ص 199 )